
یه روز Host محترمم بهم زنگ زد و گفت دوست داری سوئیسِ هیمالیا رو ببینی؟ منم که کلاً نه تو کارم نبود ...سریع حاضر شدم... و همون طور که گفته بود باید از جنگلی که آشرام توش بود با تاکسی می رفتم سه تا شهر اون ورتر تا بیاد دنبالم... خب من تا از آشرام خارج شدم یهو به سرم زد هیچهایک کنم ... جواب هم داد... یه ماشین پر از آدم نگه داشت و گفت کجا میری و منم گفتم فلان جا و گفت بپر بالا... و این "کجا میری؟" تنها واژه ی انگلیسی ای بود که تمام سرنشین های اون ماشین بلد بودن... اما مگه ول می کردن... توی کل ...
ادامه مطلب
ریشیکش پره از اون مرتاض ها که توی عکس و فیلم ها می بینیم... البته من کسی که روی آسمون بپره و از زمین بلند شه و کارای خفن بکنه ندیدم... اونایی که من دیدم معمولاً گدایی می کردن... و جلوی در معابد شبا صف می کشیدن که بهشون غذا داده بشه ...صحنه های بسیار غم انگیزی از نارنجی پوشانی دیدم که شام شبشون رو در کیسه فریزیر دریافت کرده بودن... یا اونایی که توی خیابون ها می خوابیدن... xa0 xa0 xa0 نا گفته نمونه در محل استقرارمن هم به فقرا غذا میدادن... این شد که یه شب در جمع تعداد زیادی مرتاضxa0 نارنجی پوش ه...
ادامه مطلب
گنگ سومین رود بزرگ جهان... واقعاً حس دیدن گنگ یکی از عجیب ترین حس هایی بود که در هند تجربه کردم... عظمت این رود مثال زدنیه... اما من به علتی که حتی در عکس هم میشه مشاهده کرد به این آب دست نزدم... xa0 مردم هند این رود رو مقدس می دونن... مراسم غسل خاصی رو در این آب انجام میدن... و در آخر دستشون رو پر از آب می کنن و دوبارهxa0 در رود خالی می کنن... اینجوری آب رو به پیشینیانشون تقدیم می کنن... و یه جرعه از همون رو هم می خورن... مراسم غسل های دسته جمعی رو هم در روز مشخصی از سال دارن... ضمن اینکه زمان...
ادامه مطلب
خب انقدر مست و مسحور حال و هوای بیتلز شدم ، نشد براتون تعریف کنم اصلاً داستان این آشرام چیه و فضای اونجا چه شکلی بود... xa0 یه روزی توی قدیما یک استاد معنوی هندی به اسم ماهاراشی ماهش یوگی توی لندن سخنرانی های تاثیرگذاری xa0در مورد اثرات مدیتیشن در آرامش و تعالی ایراد می کنه.... این میشه که گروه بیتلز بهش علاقهمند میشن و راه می افتن میرن هند و مدتی رو در آشرام ماهاراشی مستقر میشن و دوره ی تمرینات معنوی ده روزه اون رو می گذرونن... بعد از ده روزStarr xa0و همسرش برمی گردن ،McCartney xa0یه ماه و Len...
ادامه مطلب
یه نکته بگم ؛ تا رسیدید هند اپلیکیشن oyoroomxa0 و make my trip رو نصب کنید... هتل ارزون گیرتون میاد ... با oyoroom هتل های تمیز شبی 999 روپیه گیر میارید و با make my trip همون هتل ها رو با قیمت 500 روپیه می تونید بگیرید... البته برای book کردن هتل ها با اپلیکشن دوم باید کارت اعتباری داشته باشید که من نداشتم و نتونستم ازش استفاده کنم... ضمن اینکه توی همه شهر ها می تونید از امکانات آشرام ها برای اقامت استفاده کنید ... بعضی از آشرام ها مجانی ان بعضی هاشون هم باید یه مبلغ کمی بدید که براتون تایین نم...
ادامه مطلب
هند همیشه یکی از علامت سوالهای زندگیم بوده ... و به خودم قول داده بودم به محض اینکه آمادگیش رو پیدا کنم حتماً برم و این کشور رو ببینم... برام دیدن آدم هایی که در خیابون به دنیا میان و در خیابون قد می کشن و بعضی هاشون تبدیل میشن به اسطوره های کشورشون اونم با دست خالی و به اتکاء داشته های درونی ... خیلی جذاب بود... این بود که بلیط و ویزا رو اکی کردم و زدم به آسمون به قصد فرود در هند و دیدن جاذبه هاش تا حد توان......
ادامه مطلب
خدا رو شکر پرواز خوبی داشتیم... به محض خروج از هواپیما بوی عجیب ادویه رو توی فرودگاه احساس کردم... تمام رگ و پی فرودگاه بویی می دادکه فکر کردم بوی ادویه است و بعدها فهمیدم بوی دیگه ای بود...!!! بگذریم از اینکه صف چک کردن پاسپورت رو اشتباه وایسادم و وقتی بعد از کلی مدت نوبتم شد ... بهم گفتن این صف برای مردم هنده شما خارجی هستی برو اون یکی صف... دوباره از اول صف وایسادم :( خب ولی از این به کنار دیوارهای فرودگاه هند با تندیس هایی از ژست های دست به اسم مودرا که طول سفر باهاش آشنا شدم ، تزئین شده بود...
ادامه مطلب
xa0 صبح روز اول به قصد خیابون گردی از هتل زدم بیرون ... متوجه شدم من در یکی از محلات پایین شهر هند هتل گرفتم... اما هند واقعی که توی فیلم ها نمی شه دید و واقعاً وجود داره رو توی کارول باغ تجربه کردم... سگ هایی که در ابعاد مختلف خیلی عادی از کنارت می دویدن... مردمی که توی خیابون حموم می کردن...کف صابون که روی سطح خیابون جاری بود... معابدی که اندازه ی یه اتاق 6 متری بود و بوی عود و دود ازشون می اومد و یه سری توش مشغول دعا بودن...مردمی که از شب قبل به خاطر در پناه بودن روی در سطل آشغال های بزرگ خو...
ادامه مطلب
یکی از ساختمونهای زیبای هند ... معبد لوتوس هست ... من کاری به نوع اندیشه پیروان این دین و درستی و غلطیش ندارم ... نرفتم که قضاوت بشم یا قضاوت کنم... اصلاً آدم میره هند که همین تنوع اندشه ها رو تجربه کنه و ببینه جهان انقدر وسیع هست که برای هممون جا داشته باشه... پس چه خوبه آئین مهرورزی رو یاد بگیریم و بی آزاری رو پیش بگیریم... به قول شاعر گفت و گو آئین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتیم آره اگر دست از گفت گو در جائی که جاش نیست برداریم ، اون موقع عظمت درونی انسان ها فارغ از اندیشه شون بر ما هو...
ادامه مطلب
کوچه گردی من در ریشیکش قصه دراز و طویلی داره که بعداً براتون بیشتر ازش می نویسم... فعلاً بریم به سراغ دلیلی که من رو به ریشیکش کشوند... آشرام بیتلز... به لطف یک میزبان از Couchsurfing زدیم به هیمالیا و رفتیم آشرام بیتلز... وسط کوهها با فاصله ی کمی از گنگِ عظیم... ورودی سنگی یه آشرام خودنمایی می کرد...آشرامی که پذیرای یکی از موثرترین گروه های تاریخ موسیقی بوده ... گروه بیتلز... و الان درسته که رها شده و کمی تخریب شده ولی نقاش های زیادی به اونجاxa0 میان و با کشیدن نقاشی دیواری از بیتلز و طرح های م...
ادامه مطلب
خب خیلی خاطره گفتم ، الان فکر کنم وقتشه که یه چیز کوچولو که خودم یادگرفتم رو به شما هم یادبدم براتون تعریف کردم که توی فرودگاه دهلی یه سیم کارت خیلی ضعیف و به درد نخور رو به خاطر اطلاعات کمم خریدم... در طول سفر مجبور شدم باهاش بسازم ... اما اگر بخوام نیمه پر لیوان رو ببینم باید بگم همین ضعف آنتن دهی سیم کارت باعث شد یه نکته ظریف از گوگل مپ یاد بگیرم که خیلی به دردم خورد... برای اینکه از گوگل مپ به صورت آفلاین استفاده کنید خیلی راحت می تونید بعد از اینکه نسخه تون رو آپ دیت کردید... برید و نقشه مح...
ادامه مطلب
خب به هر حال نمیشه به هند رفت و چشم روی زاغهxa0 و زاغه نشینی بست... xa0 xa0 مفهوم عشق و عاشقی در زاغه همیشه برای من سوال بوده ... اینکه در اوج نداری ازدواج می کنن و صاحب فرزند میشن... و این بچه ها ... بچه هایی که از این طرف به اون طرف می دون...چه سرنوشتی دارن؟؟ xa0 xa0اون بچه ای که توی زاغه به دنیا میاد و بزرگ میشه هیچ تفاوتی با بچه ای که توی خونه های لوکس و تمیز به دنیا میاد نداره... تنها تفاوتش اینه که اونجا به دنیا اومده... ازxa0 پدر و مادر زاغه نشین... و ما با چشمهای کنجکاومون به این بچه ه...
ادامه مطلب
کیش xa0بعد از یه امتحان کمر شکن و اطمینان به اینکه قبول نمیشیم ...دو تا بلیط xa0گرفتیم و xa0دوباره کیش و اینبار کلی دخترونه تر...میریم که یادمون بره که چقدر درس خوندیم و کنکورارشد هم چقدر سخت بود و ما چقدر احتمال داره قبول نشیم... برای رهایی از درد شکست علمی هیچ مُسکنی بهتر از یه سفر دخترونه نیست...اصلاً سفر دخترونه گاهی واجت تر هر چیزیه... لازمه گاهی زندگی صورتی محض باشه... بوی لاک بده... موچین به دست بگیره و ابروی هویت جعلی اجتماعی تو برداره... اون موقع به خودت میای و می بینی هنوز هم دوست داری...
ادامه مطلب
بندر و کشتی های بزرگ و لنج و قایق ، اینها رو هیچ وقت در این اِشِل توی شمال ندیده بودم ، حس سوار شدن به کشتی برام خیلی خاص بود.... راستش من همش باید پاهام روی خاک باشه تا حس کنم جام امنه ، هم از هواپیما می ترسم هم از کشتی، خب هواپیما رو خیلی وقتها چون حق انتخاب دیگه ای نداشتم سوار شده بودم اما هیچ وقت پیش نیومده بود که سوار بر کشتی ، روی آب، مسیر طی کنم... وقتی توی ترافیک بندر پل بودم به خودم گفتم "امروز روز جزاست" J بعد از یکمی کاغذ بازی های پشت فرمونی کار کاپوتاژ تموم شد و بالاخره نوبت به ما هم...
ادامه مطلب
بندر لافت با معماری خاص خونه هاش بهترین خوش آمد گویی به یه مسافر بود... لافت به طرز عجیبی قشنگه... روی پشت بوم خونه ها یه سازه ی مکعب مستطیلی ساختن که طاقی هایِ باریکِ کنار هم داره که در واقع همون بادگیرهاییه که توی یزد هم بودxa0، و مثل عقدا ، خونه ها به رنگ کاه گله اما به معنای واقعی قشنگه، درخت های خرما تاجشون رو از بالای حیاط ها به بیرون دادن ... و صحنه های زیبایی که به دست مردم محلی شکل میگیره واقعاً به فضا معنا میده.... پیرمردی رو دیدم که عرق گیر پوشیده بود و دور پاهاش ملحفه سفید بسته بود ،...
ادامه مطلب
فکر کنم بعد از یه رفت و برگشت دریایی به قشم و هنگام ، ترسم از کشتی و وسائل نقله ی روی آب راه رو! ریخت، بعد از برگشت از قشم هدف حرکت به سمت شیراز بود ... از بندر به کهورستان و لار و بعد به جهرم رفتم... جهرم و باغ های مرکباتش ، غار دست ساز سنگ اشکن و محلی به اسم قدمگاه ... زیبا بود مخصوصاً غار دست ساز سنگ اشکن... سقف های طاقی شکل با ستونهای پراکنده... جهرم یه بازار عرقیجات فروشی هم داشت که ازش به لیمو و بهار نارنج خریدم... قصه جهرم گردی من کوتاه بود... ولی نمی دونم چرا گیر دادم یهو یه عالمه لباس و...
ادامه مطلب
شیراز رو باید نوشید... کوچه به کوچه xa0هنر ، فرهنگ ، تاریخ، زیبایی ، حکمت . تمام زیبایی های خارج از وصفش رو که کنار بذارم ، باید اعتراف کنم که xa0این شهر سه بار من رو متلاطم کرد و اشک از چشمام جاری کرد ... حافظیه، دروازه ی ملل تخت جمشید ، مقبره کوروش بزرگ... زیر طاق حافظیه حس غریبی رو تجربه کردم ، یک ساعت زیر اون طاق نشستم و به مرمر متبرک مقبره حافظ نگاه می کردم، نگاهم روی مرمر به طرب اومده بود، حتی سنگ هم می تونه عظمت داشته باشه، یه سنگی می افته زیر پا و یه سنگی میشه مزین کننده مقبره ی خواجهی ش...
ادامه مطلب
اصفهان همیشه خوبه، توی این سفر تنها جایی که قبلاً دیده بودم اصفهان بود... هنوز هم خوب بود و قشنگ... اصلاً مگه میشه پل های روی زاینده رود رو با تمام دنیا عوض کرد؟!.... یا میدون نقش جهان رو ... نقاشی های دیواری عالی قاپو رو ...اصلاً من عاشق همین نقاشی های عالی قاپو ام ... از دیدنشون سیر نمی شم... کاش مردم با ذغال روی این دیوار ها خاطره نگاری نکنن... کاش فقط همین یه کار رو ترک کنیم... اون حوض بزرگ وسط نقش جهان و کلاغ هایی که دورش جست و خیز می کنن از عالی هم عالی تره... بستنی سنتی ... گز خریدن... با...
ادامه مطلب