خرید بک لینک

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «رود گنگ» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

گنگ سومین رود بزرگ جهان...

واقعاً حس دیدن گنگ یکی از عجیب ترین حس هایی بود که در هند تجربه کردم... عظمت این رود مثال زدنیه... اما من به علتی که حتی در عکس هم میشه مشاهده کرد به این آب دست نزدم...

 

مردم هند این رود رو مقدس می دونن... مراسم غسل خاصی رو در این آب انجام میدن... و در آخر دستشون رو پر از آب می کنن و دوباره  در رود خالی می کنن... اینجوری آب رو به پیشینیانشون تقدیم می کنن... و یه جرعه از همون رو هم می خورن...

مراسم غسل های دسته جمعی رو هم در روز مشخصی از سال دارن... ضمن اینکه زمان استقرار من در ریشیکش همزمان بود با مراسمی که مربوط به گنگ بود و از اقصی نقاط هند به ریشیکش، صرفاً جهت غسل... اومده بودن...

این غسل های دسته جمعی رو اضافه کنید به ریختن خاکستر اجسادشون در آب گنگ... ضمن اینکه جسد زن بارادار و کودک رو اصلاً نمی سوزونن... همونجوری می ندازن توی رود گنگ... یه مراسمی هم دارن که یه سری برگ رو به شکل گل نیلوفر در میارن ... توش روغن چراغ و فیتیله و گُل میریزن... بعد روشنش می کنن میذارن روی آب...

یه نکته زیست محیطی بگم... سلولز گیاهان خشکی زی در آب تجزیه نمیشه...!!!یعنی اون برگ و گلی که می ندازن توی آب ، گول طبیعی بودنش رو نخورید... چون برای گیاهان خشکی زی هست پس آب رو آلوده می کنه...

خب حالا به همه این چیزا که گفتم...زاغه نشینی در حاشیه رود گنگ رو هم اضافه کنید و اینکه مسلماً زندگی انسان کنار رود یعنی ورود مستقیم آلودگی های ساخت بشر به رود....

 

 

و صد البته ورود فاضلاب های شهری و صنعتی به اب رودخونه با این توجیه که آب روانه و همه چیز رو با خودش می بره...(آخه آدم عاقل...، آره میبره، اما کجا میبره؟؟ یه ذره جلوتر دیگه آره؟؟)

به همه ی همه اش این رو اضافه کنید که دو تا فرهنگ اصلاً در مردم هند ، حتی در بسیاری از تحصیل کردگانش نهادینه نشده.... یک ادار کردن فقط در توالت...!!! دوم زباله نریختن در هر جایی که تمایل دارن...!!!

خب حالا به این فکر کنید که با چنین مجموعه ی کاملی از آلاینده چه بر سر اون رود 2525 کیلوتری اومده...!!!

در جائی خوندم که میزان آلودگی گنگ، سه برابر حد نرماله و این رود ششمین رود آلوده ی جهانه...(وقتی گنگ با این همه کثیفی ششم هست، یعنی اون پنج تای اول دیگه چه وضعی دارن؟)

حالا این وسط یه مشاغلی هم ایجاد شده...

با پسری آشنا شدم به اسم Gaive که اهل چاندیگرا و سیک بود... گی‌و خیلی در تلاش بود که دایی سیاست مدارش رو متقاعد کنه یه وام خوبی به این بدن تا بره یه شرکت لای روبی از گنگ راه بندازه... یعنی از هر یک ساعتی که باهاش حرف میزدی ...چهل و پنج دقیقه اش رو از گنگ و سود لای روبی از گنگ و محصولات حاصل از اون لای روبی، حرف می زد... یک رب باقی مونده رو هم پشت سرش زنش می گفت...انقدر زنش خوشگل بود... این بهش می گفت هیولا... از این دختر هندی های مدرن و ظریف و شیک و پیک که کانادا بزرگ شده بود... گی‌و می گفت که اون یه خودخواه بی فرهنگه و از وقتی باهاش ازدواج کردم دارم وزن کم می کنم...خلاصه خواستم بدونید هندی ها اصلاً مثل ماجراهای شاهرخ خان و آشواریا، رمانتیک نیستن...

آها از گی‌و یه چیز باحال یاد گرفتم... اون سیک بود و گفت که سیک های خیلی مذهبی یه کلاهی به اسم توربان روی سرشون میذارن و موهاشون رو کوتاه نمی کنن بلکه بالا سرشون گوجه ای می بندن...برای بچه های کوچولوشون هم یه کلاهی درست می کنن که توی این عکس روی سر یکی از بچه ها می بینید ، موهاشم زیر اون کلاه بالای سرش گوجه ای بسته... ضمناً سیک ها برعکس هندو ها یه خدا دارن ،  اما معلمین دینشون رو در حد خدا بالا می برن ...

 

گی‌و مذهبی نبود ، توربان نمی ذاشت ، و دنبال یه فرصت بود که طی یه عملیات غافل گیرانه زن بیچاره اش رو طلاق بده ...و بعد بره از گنگ لای روبی کنه...!!!امیدوارم لای روبی موفقی در انتظارش باشه...!!!

برچسب: نویسنده: ماهان افشاری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 15:50

صفحه بندی