
خدا رو شکر پرواز خوبی داشتیم... به محض خروج از هواپیما بوی عجیب ادویه رو توی فرودگاه احساس کردم... تمام رگ و پی فرودگاه بویی می دادکه فکر کردم بوی ادویه است و بعدها فهمیدم بوی دیگه ای بود...!!! بگذریم از اینکه صف چک کردن پاسپورت رو اشتباه وایسادم و وقتی بعد از کلی مدت نوبتم شد ... بهم گفتن این صف برای مردم هنده شما خارجی هستی برو اون یکی صف... دوباره از اول صف وایسادم :( خب ولی از این به کنار دیوارهای فرودگاه هند با تندیس هایی از ژست های دست به اسم مودرا که طول سفر باهاش آشنا شدم ، تزئین شده بود...
ادامه مطلب
خب خیلی خاطره گفتم ، الان فکر کنم وقتشه که یه چیز کوچولو که خودم یادگرفتم رو به شما هم یادبدم براتون تعریف کردم که توی فرودگاه دهلی یه سیم کارت خیلی ضعیف و به درد نخور رو به خاطر اطلاعات کمم خریدم... در طول سفر مجبور شدم باهاش بسازم ... اما اگر بخوام نیمه پر لیوان رو ببینم باید بگم همین ضعف آنتن دهی سیم کارت باعث شد یه نکته ظریف از گوگل مپ یاد بگیرم که خیلی به دردم خورد... برای اینکه از گوگل مپ به صورت آفلاین استفاده کنید خیلی راحت می تونید بعد از اینکه نسخه تون رو آپ دیت کردید... برید و نقشه مح...
ادامه مطلب
بندر و کشتی های بزرگ و لنج و قایق ، اینها رو هیچ وقت در این اِشِل توی شمال ندیده بودم ، حس سوار شدن به کشتی برام خیلی خاص بود.... راستش من همش باید پاهام روی خاک باشه تا حس کنم جام امنه ، هم از هواپیما می ترسم هم از کشتی، خب هواپیما رو خیلی وقتها چون حق انتخاب دیگه ای نداشتم سوار شده بودم اما هیچ وقت پیش نیومده بود که سوار بر کشتی ، روی آب، مسیر طی کنم... وقتی توی ترافیک بندر پل بودم به خودم گفتم "امروز روز جزاست" J بعد از یکمی کاغذ بازی های پشت فرمونی کار کاپوتاژ تموم شد و بالاخره نوبت به ما هم...
ادامه مطلب