کارول باغ دهلی

خرید بک لینک

صبح روز اول به قصد خیابون گردی از هتل زدم بیرون ... متوجه شدم من در یکی از محلات پایین شهر هند هتل گرفتم... اما هند واقعی که توی فیلم ها نمی شه دید و واقعاً وجود داره رو توی کارول باغ تجربه کردم...

سگ هایی که در ابعاد مختلف خیلی عادی از کنارت می دویدن... مردمی که توی خیابون حموم می کردن...کف صابون که روی سطح خیابون جاری بود... معابدی که اندازه ی یه اتاق 6 متری بود و بوی عود و دود ازشون می اومد و یه سری توش مشغول دعا بودن...مردمی که از شب قبل به خاطر در پناه بودن روی در سطل آشغال های بزرگ خوابیده بودن... طناب های رخت بین درخت های وسط بلوار و البته چون هند آمیخته ای از ثروت و فقر در کنار همِ... یهویه بنز میدید که اون کنارها پارک شده...

توی همون لحظات اول ورود به هند از شدت صحنه هایی دردناک اشباع شدم... انقدر که آمادگی برگشتن رو احساس کردم... ولی خب باید می موندم و می دیدم ... تازه بعدا متوجه شدم این صحنه های فقرآلود در برابر آنچه بعداً خواهم دید هیچی نبود...

خلاصه از اون ماشین هندی ها که بهش میگن ریکشو سوار شدم و رفتم یه وج برگر مک دونالدز خوردم... ناگفته نمونه که مقام بد مزه ترین ساندویچ عمرم رو گرفت...

کوچ...

ما را در سایت کوچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:17

صفحه بندی