بعد از یه امتحان کمر شکن و اطمینان به اینکه قبول نمیشیم ...دو تا بلیط گرفتیم و دوباره کیش و اینبار کلی دخترونه تر...میریم که یادمون بره که چقدر درس خوندیم و کنکورارشد هم چقدر سخت بود و ما چقدر احتمال داره قبول نشیم... برای رهایی از درد شکست علمی هیچ مُسکنی بهتر از یه سفر دخترونه نیست...اصلاً سفر دخترونه گاهی واجت تر هر چیزیه... لازمه گاهی زندگی صورتی محض باشه... بوی لاک بده... موچین به دست بگیره و ابروی هویت جعلی اجتماعی تو برداره... اون موقع به خودت میای و می بینی هنوز هم دوست داری ادیس پیاف گوش بدی...
خلاصه که زدیم به آسمون و رفتیم که سه روز باحال رو توی کیش بگذرونیم...
این روزا بیشتر درک میکنم که سفر رو یا باید تنها رفت و یا با یه همسفری که کاملاً باهات مچِ... با همسفرهای زیادی رو توی سالهای گذشته تجربه کردم...به این نتیجه رسیدم که باید قبل از سفر بدونم هدفم از اون سفر چیه و می خوام چی کار کنم... و بعد ببینم توی همسفرهای احتمالیم، کی از همه برای اون هدف پایه تره... بقیه تفاوت ها با همسفر با کمی صبر و گذشت قابل حله... البته با این پیش فرض که همسفرت هم اهل این صبر و گذشت باشه... خلاصه هواپیما نشست و با تاکسیهای فرودگاه رفتیم به هتلی که آژانس برامون رزرو کرده بود و رسیده و نرسیده زدیم بیرون تا کیش رو برای سه روز زندگی کنیم...
کیش همیشه خوبه... و چه خوبه که توی مملکتمون همچین جایی رو داریم... البته برای ماجرا جویی قشم رو ترجیح میدم ولی کیش هم حلاوت خودش رو داره... برای آرامش ذهنی... حس آزادی ... حس امن بودن... و کلی حس این مدلی ، کیش عالیه...
خب این سفر اولمون به کیش نبود برای همین دیدن جاهای گردشگریش برامون لطفی نداشت، برای همین بین اون لیست بلند بالا باغ پرندگان و دلفیناریوم رو انتخاب کردیم... و روز دوم هم رفتیم غواصی ...بقیه زمانمون رو هم به ساحل گردی و دوچره سواری و البته قدم زدن گذروندیم...آخه از تمام جذابه های کیش من عاشق قدم زدن های شبونه اشم ، اینکه هیچکسی بهت نمیگه باقالی به چن من... اینکه می تونی انقدر زیر قیر شب راه بری و راه بری و راه بری که همه سلول هات مثل شب آروم بگیرن...
من هم توی این چند روز خودم رو از حس قدم زدن های شبونه اشباع کردم...
همیشه یکی از حسرت های من کنار دریای خزر اینه که از شدت کثیفی ساحل، نمیشه بی استرس ، پا برهنه روی شن های دریا راه رفت ، اما اینجا میشه دمپایی هات رو بکنی و روی ساحل سفید رنگ و خورده صدفی پا برهنه راه بری و نگران شیشه خورده و آت و آشغال نباشی...
کنار اون ساحل با زل زدن به خلیج فارس ، حس کردم که چقدر حالم خوبه و چه خوبه که خودم رو دارم... چقدر خوبه که وقتی اشتباه می کنم و یا شکست می خورم به خودم قدرت شروع دوباره رو القاء می کنم... چقدر خوبه که خودم رو فراموش نمی کنم... دست خودم رو ول نمی کنم و تا تهش پای رشد دادن خودم وایمیستم...یه لایک گنده و محکم برای خودم و دوباره برگشتن به تهران... و دوباره درس خوندن برای کنکور...
کوچ...ما را در سایت کوچ دنبال میکنید
برچسب: کیش,کیش ایر,کیشلوفسکی,کیش آنلاین,کیش چوب,کیش بهین,کیش مهر,کیش و مات,کیش شخصیت,کیشکور خودرو,
نویسنده:
بازدید: 15