
یه نکته به درد بخور از Google map در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «یه نکته به درد بخور از Google map» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خب خیلی خاطره گفتم ، الان فکر کنم وقتشه که یه چیز کوچولو که خودم یادگرفتم رو به شما هم یادبدمبراتون تعریف کردم که توی فرودگاه دهلی یه سیم کارت خیلی ضعیف و به درد نخو...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «زاغه نشینی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خب به هر حال نمیشه به هند رفت و چشم روی زاغه و زاغه نشینی بست... مفهوم عشق و عاشقی در زاغه همیشه برای من سوال بوده ... اینکه در اوج نداری ازدواج می کنن و صاحب فرزند میشن... و این بچه ها ... بچه هایی که از این طرف به اون طرف می...
ادامه مطلب
موضوع «آشرام بیتلز _ پست دوم» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خب انقدر مست و مسحور حال و هوای بیتلز شدم ، نشد براتون تعریف کنم اصلاً داستان این آشرام چیه و فضای اونجا چه شکلی بود... یه روزی توی قدیما یک استاد معنوی هندی به اسم ماهاراشی ماهش یوگی توی لندن سخنرانی های تاثیر...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «توی هند، شبا کجا بمونیم؟» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یه نکته بگم ؛ تا رسیدید هند اپلیکیشن oyoroom و make my trip رو نصب کنید... هتل ارزون گیرتون میاد ... با oyoroom هتل های تمیز شبی 999 روپیه گیر میارید و با make my trip همون هتل ها رو با قیمت 500 روپیه می تونید بگیر...
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «مرتاض هندی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ریشیکش پره از اون مرتاض ها که توی عکس و فیلم ها می بینیم... البته من کسی که روی آسمون بپره و از زمین بلند شه و کارای خفن بکنه ندیدم... اونایی که من دیدم معمولاً گدایی می کردن... و جلوی در معابد شبا صف می کشیدن که بهشون غذا داده بشه ...صحن...
ادامه مطلب
ریشیکش پره از اون مرتاض ها که توی عکس و فیلم ها می بینیم... البته من کسی که روی آسمون بپره و از زمین بلند شه و کارای خفن بکنه ندیدم... اونایی که من دیدم معمولاً گدایی می کردن... و جلوی در معابد شبا صف می کشیدن که بهشون غذا داده بشه ...صحنه های بسیار غم انگیزی از نارنجی پوشانی دیدم که شام شبشون رو در کیسه فریزیر دریافت کرده بودن... یا اونایی که توی خیابون ها می خوابیدن... نا گفته نمونه در محل استقرارمن هم به فقرا غذا میدادن... این شد که یه شب در جمع تعداد زیادی مرتاض نارنجی پوش هندی، شام خوردم... نمی دونید چه خبر بود... ساعت نه شب شام میدادن...رفتم آشپزخونه دید...
ادامه مطلب
یه نکته بگم ؛ تا رسیدید هند اپلیکیشن oyoroom و make my trip رو نصب کنید... هتل ارزون گیرتون میاد ... با oyoroom هتل های تمیز شبی 999 روپیه گیر میارید و با make my trip همون هتل ها رو با قیمت 500 روپیه می تونید بگیرید... البته برای book کردن هتل ها با اپلیکشن دوم باید کارت اعتباری داشته باشید که من نداشتم و نتونستم ازش استفاده کنم... ضمن اینکه توی همه شهر ها می تونید از امکانات آشرام ها برای اقامت استفاده کنید ... بعضی از آشرام ها مجانی ان بعضی هاشون هم باید یه مبلغ کمی بدید که براتون تایین نمی کنن... هم بهتون شام میدن و هم جای خواب... از حموم هم می تونید استفاده کنید ... تازه می تونید مدی...
ادامه مطلب
هند همیشه یکی از علامت سوالهای زندگیم بوده ... و به خودم قول داده بودم به محض اینکه آمادگیش رو پیدا کنم حتماً برم و این کشور رو ببینم... برام دیدن آدم هایی که در خیابون به دنیا میان و در خیابون قد می کشن و بعضی هاشون تبدیل میشن به اسطوره های کشورشون اونم با دست خالی و به اتکاء داشته های درونی ... خیلی جذاب بود... این بود که بلیط و ویزا رو اکی کردم و زدم به آسمون به قصد فرود در هند و دیدن جاذبه هاش تا حد توان......
ادامه مطلب
خدا رو شکر پرواز خوبی داشتیم... به محض خروج از هواپیما بوی عجیب ادویه رو توی فرودگاه احساس کردم... تمام رگ و پی فرودگاه بویی می دادکه فکر کردم بوی ادویه است و بعدها فهمیدم بوی دیگه ای بود...!!! بگذریم از اینکه صف چک کردن پاسپورت رو اشتباه وایسادم و وقتی بعد از کلی مدت نوبتم شد ... بهم گفتن این صف برای مردم هنده شما خارجی هستی برو اون یکی صف... دوباره از اول صف وایسادم :( خب ولی از این به کنار دیوارهای فرودگاه هند با تندیس هایی از ژست های دست به اسم مودرا که طول سفر باهاش آشنا شدم ، تزئین شده بود... کار چک کردن پاس و اسکن چشم که تموم شد رفتم و کوله ام رو تحویل گرفتم .....
ادامه مطلب
خب خیلی خاطره گفتم ، الان فکر کنم وقتشه که یه چیز کوچولو که خودم یادگرفتم رو به شما هم یادبدم براتون تعریف کردم که توی فرودگاه دهلی یه سیم کارت خیلی ضعیف و به درد نخور رو به خاطر اطلاعات کمم خریدم... در طول سفر مجبور شدم باهاش بسازم ... اما اگر بخوام نیمه پر لیوان رو ببینم باید بگم همین ضعف آنتن دهی سیم کارت باعث شد یه نکته ظریف از گوگل مپ یاد بگیرم که خیلی به دردم خورد... برای اینکه از گوگل مپ به صورت آفلاین استفاده کنید خیلی راحت می تونید بعد از اینکه نسخه تون رو آپ دیت کردید... برید و نقشه محل مورد نظر رو سرچ کنید... به اندازه ای کافی زومش کنید ... بعد توی همون ...
ادامه مطلب
خب به هر حال نمیشه به هند رفت و چشم روی زاغه و زاغه نشینی بست... مفهوم عشق و عاشقی در زاغه همیشه برای من سوال بوده ... اینکه در اوج نداری ازدواج می کنن و صاحب فرزند میشن... و این بچه ها ... بچه هایی که از این طرف به اون طرف می دون...چه سرنوشتی دارن؟؟ اون بچه ای که توی زاغه به دنیا میاد و بزرگ میشه هیچ تفاوتی با بچه ای که توی خونه های لوکس و تمیز به دنیا میاد نداره... تنها تفاوتش اینه که اونجا به دنیا اومده... از پدر و مادر زاغه نشین... و ما با چشمهای کنجکاومون به این بچه ها نگاه می کنیم بدون اینکه راهی برای نجاتشون به ذهنمون برسه... در واقع تنها قهرمانشون فقط خ...
ادامه مطلب
بندر و کشتی های بزرگ و لنج و قایق ، اینها رو هیچ وقت در این اِشِل توی شمال ندیده بودم ، حس سوار شدن به کشتی برام خیلی خاص بود.... راستش من همش باید پاهام روی خاک باشه تا حس کنم جام امنه ، هم از هواپیما می ترسم هم از کشتی، خب هواپیما رو خیلی وقتها چون حق انتخاب دیگه ای نداشتم سوار شده بودم اما هیچ وقت پیش نیومده بود که سوار بر کشتی ، روی آب، مسیر طی کنم... وقتی توی ترافیک بندر پل بودم به خودم گفتم "امروز روز جزاست" J بعد از یکمی کاغذ بازی های پشت فرمونی کار کاپوتاژ تموم شد و بالاخره نوبت به ما هم رسید و ماشین رفت رو لنج .... تنم می لرزید، قرار بود واقعاً رو آب راه بر...
ادامه مطلب
بندر لافت با معماری خاص خونه هاش بهترین خوش آمد گویی به یه مسافر بود... لافت به طرز عجیبی قشنگه... روی پشت بوم خونه ها یه سازه ی مکعب مستطیلی ساختن که طاقی هایِ باریکِ کنار هم داره که در واقع همون بادگیرهاییه که توی یزد هم بود، و مثل عقدا ، خونه ها به رنگ کاه گله اما به معنای واقعی قشنگه، درخت های خرما تاجشون رو از بالای حیاط ها به بیرون دادن ... و صحنه های زیبایی که به دست مردم محلی شکل میگیره واقعاً به فضا معنا میده.... پیرمردی رو دیدم که عرق گیر پوشیده بود و دور پاهاش ملحفه سفید بسته بود ، یه قایق چوبی داشت ، میرفت وسطهای آب، برگ درخت حرا می چید و میاورد روی...
ادامه مطلب